تولستوی و مبل بنفش ...نینا سنکوویچ

چه فرقی میکند، خبر پرواز نابهنگام دختر عمه عزیزم غمگینم کند یا مصیبت ریزش یک برج بر سر هموطنان نازنینم ، مهم این است که از در و دیوار این مملکت، این روز ها غم می بارد و مصیبت ها روز به روز سنگین و سنگین تر می شوند ، آنقدر که گاه با هیچ کتاب و سفری نمی توان افکار تلخ را از خود دور کرد، ....
هفته پیش راهی کیش شدیم ( قبل از این پیشامدها هماهنگ کرده بودم و نمی شد کنسل کنم ).طبق معمول در فرودگاه سری به کتابفروشی زدم و بعداز مرور چند عنوان ، در نهایت انتخابم، کتاب " تولستوی و مبل بنفش " نوشته خانم " نینا سنکوویچ "شد، و تنها دلیل انتخابم اسم کتاب بود که به اسم تولستوی مزین بود و لاغیر ....
اما وقتی کتاب را شروع کردم دیدم چه انتخاب بجا و مناسبی بوده .حتما برای شما هم پیش آمده که ناخواسته به چیزی برسید و پیش خودتان بگویید کاش آرزوی دیگری کرده بودید ، بماند که من اصلا افسوس نخوردم و بابت انتخابم خیلی هم خوشحال شدم ، چرا که در آن لحظه و حال و هوایی که من داشتم ، بهترین گزینه همین کتاب و کلماتش بود ، طی سفر ، قبل از خواب با وجود خستگی از گردش و صبح ها بر اساس عادت سحر خیزی ، بهترین فرصت برای مطالعه بود و من هم که خوره کتاب و .......
و اما داستان کتاب در باره اتفاق ناگواری ست که برای نویسنده افتاده و نحوه مقابله با پیامدهای این اتفاق تلخ می باشد ، خانم نینا اخیرا خواهرش را از دست داده و شدیدا در معرض افسردگی بوده که با شروع طرح "هر روز یک کتاب " توانسته بود بر تلخی مرگ خواهر و از دست دادن عزیزش غلبه کند و دوباره به زندگی لبخند بزند. درون این کتاب بیش از 365 کتاب خوب و مفید معرفی شده است که یکی از بهترین کتابهای معرفی شده ، کتاب "کوپن جعلی " نوشته نابغه روسی جناب آقای تولستوی می باشد. خواندنش را به همه توصیه می کنم خصوصا کسانی که در معرض افسردگی هستند یعنی اکثریت ملت ایران .....
یادداشت هایم از کتاب :
کتاب یک باغ است ، یک مزرعه ، یک گنجه ، یک مهمانی ، یک رفیق راه ، یک مشاور ، نه چندین مشاور ........از هنری واردپیچر در کتاب "ضرب المثل هایی از منبر پلیموت"
کلمات زنده هستند و ادبیات مانند یک فرار است ، نه از زندگی بلکه به سوی آن....از سیریل کانولی در کتاب "قبر بی سکوت"
شاید زندگی همین است ، ناامیدی فراوان ، با این حال لحظه زیبایی هم وجود دارد ، لحظه ای که در آن ، زمان متفاوت است ، همیشه ای دردرون هرگز ها ......از موریل باربری در کتاب "ظرافت جوجه تیغی"
دنبال زندگی نگرد، زندگی خودش یعنی خوشبختی ....ص 90
کتاب بخوان تا بفهمی چرا به جنگ می رویم تا آنچه که باعث خشونتمان می شود را تجربه کنی !.....ص 160
چه آدم های خوش شانسی هستند کسانی که تمام زندگی شان رویاپردازی می کنند ، برای این کار حس خوش بینی عمیق نیاز است. این باور که رویا می تواند به حقیقت بپیوندد ....ص 203
مهربانی کردن به واضح ترین شکل ممکن نشان می دهد که ما جانورایی آسیب پذیر ووابسته ای هستیم که جز خودمان پناهی نداریم .... از آدام فیلیپ و باربارا تیلور در کتاب "در باب مهربانی"
افلاطون می گوید: مهربان باش، چون هرکسی را که می بینی در حال جنگیدن در نبردی سخت است ....ص226
اتفاقی افتاد که هیچ کس حواسش به آن نبود، اما از همه ی آن چیزهایی که در معرض نمایش گذاشته شده بود مهمتر بود...از لئو تولستوی در کتاب "کوپن جعلی"
تولستوی می نویسد : "تنها معنای زندگی خدمت به بشریت است ". او این خدمت را به عنوان وظیفه ی مذهبی می دانست ، من آن را به عنوان حقیقت زندگی می دانم ، تنها حقیقت زندگی ، حقیقت نگه دارنده ی زندگی . تنها کارهایی که ما برای دیگران انجام می دهیم ، باقی می مانند.....ص 248
پ.ن1: در برگشت دوباره از کتابفروشی فرودگاه کتاب کوچک دیگری خریدم بنام " آبروی از دست رفته کاترینا بلوم " نوشته "هاینریش بل " ( نویسنده محبوب دیگر ) که مثل دیگر کتابهایش گیرا و جذاب است با داستانی متفاوت و خاص ....
پ.ن2: آرزوهای کوچکی هستند که برآورده شدنشان هم لذتی دارد مثل دیدن درخت " انجیرمعابد" کیش که بعد از خواندن کتاب "انجیر معابد " نوشته جناب آقای" احمد محمود" همیشه آرزویش را داشتم
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 