توقع بیجا ممنوع
ما بزرگترها باید یاد بگیریم رو پای خودمون باشیم ،یاد بگیریم تا حد امکان به کارهای خودمون رسیدگی کنیم و مراقب سلامتی خودمون باشیم تا فرزندانمون با حیال راحت به زندگی خودشون برسند،اونم تو این آشفته بازار مملکت ..
توقعات غیر منطقی باعث دلخوری و خودخوری های بی اساس و عذاب آور میشه در حالی که متکی به خود بودن ، یک آرامش و نشاطی به همراه داره ...
چند سال پیش سه هفته ای مهمان عزیزی در برلین بودیم ، یه ساختمان 5 طبقه بود با سه واحد در هر طبقه و یک حیاط نسبتا بزرگ با چند درخت چنار و باغچه ای کوچک ، اوایل پاییز بود و طبعیت در زیباترین شکل خود در حیاط ها و خیابانهای برلین نمایان بود، برایم جالب بود که هیچ جایی ندیدم ،خزان زیبای ریخته پای درختها را جارو کنند و این برگهای هزار رنگ زیبا چون کودکان به دور مادر خود پراکنده بودن ،...
یه خانم مسنی (حدود 65 ساله) ساکن واحد 12 بود که گاهی تو باغچه با گلها و سبزیها ور میرفت صورتی نورانی و مهربان داشت ، ارتباط ما لبخندبود ، که زیباترین زبان دوستی است جز این زبان هم را نمی فهمیدیم ،
میزبان ما راننده تاکسی شهری بود و با یه بنز خوشگل رانندگی میکرد .یه روز با یه کاغذ دستش اومد خونه و حکایت اون خانم را برام تعریف کرد .
گویا همسر سابق اون خانم با زن جدیدش در واحد 9 همون ساختمان بودند و پسرش با زن و بچه اش در واحد 6 ، هردو ماشین داشتن اما هرسال ،با میزبان ما هماهنگ میکرد برای رفتن به فرودگاه و برگشتن از فرودگاه و برنامه را طی یک برگه با قید ساعت و روز به میزبان ما میداد ،با پرداخت کامل کرایه خود .....هرسال به اتفاق دوست همسن و سال خود دو هفته سفر خارج از آلمان و اون سال داشت میرفت برزیل ، ....
پیش خودم فکر کردم اگر ایران بود :
اولا امکان نداشت این خانم در یک ساختمان با همسری که ازش طلاق گرفته بتونه مصالمت آمیز زندگی کنه یعنی حداقل من ندیدیم تا حلا چنین چیزی را !!!
دوما مادری که پسری همسایه خود داشته باشه عمرا با یه آژانس بره فرودگاه چه معنی داره
حالا اگر بره که دیگه واویلاست و چه حرف و حدیثهای خواهد داشت خدا میداند!!!!
سوما اصلا مادرای ما با این سن و سال نه جرعت میکنن ، نه حسش را دارند که سفر برن ، آن هم سفر خارج از کشور ؟!!!
بنظرم آرامش و نشاط اون خانم که از چهره اش به خوبی قابل مشاهده بود حاصل خودکفایی و کنار آمدن با واقعیتهای زندگیش بود و بی توقعی از دیگران !!!
نمی گم بی عاطفه باشیم ، نمی گم نسبت به سرنوشت عزیزانمون بی تفاوت باشیم اما توقعاتمون را از یکدیگر کم کنیم ، بچه ها بدنیا نیومدن که تا آخر عمر جور کش والدین باشن ، اگر بکشن شاید برای خودشون خوب باشه به جهت بده بستان عاطفی ، اما اگر گرفتار زندگی هستن ، بگذاریم به زندگیشون برسن ،
کمتر گلایه کنیم ، بیشتر دعا کنیم تا هیچ وقت محتاج هیچکس ،جز خدا نباشیم
الهی آمین
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 