عطر پاییزت مرا

مست جمالت کرده است

سیل باران صفا

سرمست حالت کرده است

در دل تاریک شب

نور امیدت می رسد

چشمه ی جوشان مهرت

بی مثالت کرده است

دل به دیدارت نهم

شاید به خوابم می رسی

دیدنت حتی به خوابم

پر جلالت کرده است

دست پر مهرت

حدیث عشق را از بر نمود

مهربانی دلت

مست وصالت کرده است

می نویسم در سیاهی های ایام سیاه

تا مگر نوری دمد

دردم، ملالت کرده است .....

پ.ن: یه یهویی برای شب پاییزی و لطافت باران .....