بخوان مرا..
مرا بخوان به دری که، بسوی دریاهاست
کنار پنجره هایی که، سوی رویاهاست
بخوان مرابه زبانی که، پر ز آواز است
به نغمه های شرر بار دل، که بی پرواست
مرا بخوان به صداقت ، به راستی، مستی
به آسمان و ستاره ، به هر چه آن بالاست
مرا بخوان به ترنم، نسیم سودایی
به راز غنچه ی عاشق ، به باغ پر غوغاست
مرا بخوان به امیدی که ، می تپد در دل
به آفتاب درخشان ، طلوع که بس زیباست
مرا صدا بکن ای. بی صدای خاموشم
بنام من ، تو بخوانم که نام من، تنهاست
...
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۷/۲۶ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 