شب....
شب شد و مهتاب
تابیدن گرفت
میل دیدارت به جانم
جان گرفت
خیره بر تاریکی شب
مانده ام
آسمانم
ابر باریدن گرفت
......
پ.ن: شب های پاییز ، بلاتکلیف بین باریدن و تابیدن....
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۷/۲۵ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
شب شد و مهتاب
تابیدن گرفت
میل دیدارت به جانم
جان گرفت
خیره بر تاریکی شب
مانده ام
آسمانم
ابر باریدن گرفت
......
پ.ن: شب های پاییز ، بلاتکلیف بین باریدن و تابیدن....
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ،