دل دلدار می میرد

سخن بر دار می میرد

زمان در انحصار شر

جهان بیمار می میرد

&

نه از عشق ، اعتباری ماند

نه از اخلاق آثاری

تمام شهر می دانند

دل بی یار می میرد

&

چه دنیای سیاهی شد

چه بخت بی بهاری شد

از این تقدیر نا فرجام

لب تبدار می میرد

&

رسیده موسم زردی

خزان خسته, پر دردی

به مهرش دل ندادم من

که در آوار می میرد

&

دلم درگیر رویایت

اسیر خسته از یادت

کجا آرام گیرد دل

که بی اقرار می میرد....