امروز برای اولین بار در این پاییز از راه رسیده

به اتفاق خیالت

بر کوچه پس کوچه های این شهر دود آلود

قدم گذاشتم

و در خیالم

روزی را مرور کردم

که با تو شهر بارانی را

دوره کردیم

شاید اگر آنروز

دستم را به دستانت می سپردم

امروز دستانم یخ نمی کرد

چه می دانستم روزی

به تنهایی باید بار سنگین خاطرات را بر دوش کشم

....‌

پ.ن: بیاد ۱۴ مهر ۱۴۰۰ و خاطره رفیق خوب سفر کرده

بقول اشرف زاده دلتنگ توام که به داد دلم برسی 🖤