مهمان نازنین....

چند روزی ست ایشون پس از پریدن از دیوار ۲ متری ، مهمان این گوشه از باغچه ام شده وبا زیبای و شیطنت هایش حسابی حال دل من و باغچه را سامان می دهد ....
تا که عمر است نکو دار، ناگه برهی
در و دیوار بهم زن، به دلدار رسی
آفتابش زده بر باغ دل افزای دلم
دل نگهدار به دیدار رخ یار رسی
پ.ن: صبح زیبایی پاییزی و این مهمان شیطون سر خوشی آرد ....
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 