زلالی.....
گفت:
عشق دردسر دارد...
گفتم:
آری عشق
سر دسته ی تمام گرفتاری هاست ، اما
مگر نه اینکه
زندگی آرام و یکنواخت
برکه ی آب گندیده ای را می ماند
که هیچ کس را رغبتی بر آن نیست،
جاری شدن
جاری بودن
درد دارد، زحمت دارد ،اما
زلالت می کند
بکوش چون رود
زلال و روان باش،
نه قایقی به گل نشسته.....
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 