گفت:

عشق دردسر دارد...

گفتم:

آری عشق

سر دسته ی تمام گرفتاری هاست ، اما

مگر نه اینکه

زندگی آرام و یکنواخت

برکه ی آب گندیده ای را می ماند

که هیچ کس را رغبتی بر آن نیست،

جاری شدن

جاری بودن

درد دارد، زحمت دارد ،اما

زلالت می کند

بکوش چون رود

زلال و روان باش،

نه قایقی به گل نشسته.....