رسالت...
به خیالم پاییز
اندوه را ،
مثل برگ های رنگ باخته ی درختان
از دل طبیعت دور می کند
و رنگ های گرم و شادی بخش را
به زندگی
می بخشید
به گمانم پاییز
مهربانی را به آسمان یادآور می شود و
عشق را به قطره های باران
به پیشواز پاییز
عطر دل انگیز نرگس ها هم
هوا را پر می کنند و
خون سرخ انارها جاری می شوند و دنیا
آماده ی رقص مستانه انگورها
خواهد شد
حتی اگر بخت یارمان نباشد و روزگار وفق مراد نچرخد
رسالت پاییز این است
و اما
رسالت انسان چیست؟!....
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 