ای خزان ای شاهکار بی بدیل

ای همه سرشار از حسی اصیل

برگ برگ ات آیه های زندگی ست

رنگ رخسارت پر از تابندگی ست

نقش ها بر بوم دنیا می زنی

عطر دل تنگی ، به دریا می زنی

ابرهای تیره جاری می کنی

رود را با موج یاری می کنی

رقص گلبرگت نشاط آرد به بار

ساز و آوازت، نوازد ساز و کار

می پرانی خاطرم را در خیال

می دهی دل را ، امیدی بی زوال

هر طرف آوای نو سر می دهی

هر قدم چشمی به دیداری نهی

نام تو پاییز نه، باشد بهار

عاشق و سرمست سازی روزگار ....

پ.ن: و این معجزه ی عشق است که در دستان پاییز شکوفا می شود. پاییزتان سرشار از مهر باد ....