آسمان صاف و دل آرام و زمین بی خواب است

ماه در خواب و زمان شاد وجهان بی تاب است

عشق در سینه به خاموشی ققنوس نشست

بغض رفته، به دلم شوق نگاهی ناب است

روز بر پنجره تابیده مرا می خواند

نغمه خوان سحرم ، رهرو هر مهتاب است

زندگی کرکره بالا زده آغاز شود

چشم ها در پی دلداده ی خود بر قاب است

باز امید به جان رخنه نموده است بیا

یاد تو سبز شده خانه ی دل در تاب است....

پ.ن: لطف باران، عطر گل، بوی چمن، نغمه می خواند چکاوک های عاشق ، عشق جاری گشته بر روی زمین، صبح زیبا پا گرفت ، پر شد از نور امید، .....