کتابی پر ابهام و عمیق.....

یادداشت هایم:

# در سفر یک همراه در زندگی یک غمخوار....مثل ژاپنی...

# در ضیافت افلاطون دنیای باستان ادمها سه نوع بودند،

مذکر مذکر

مذکر مونث

مونث مونث

تااینکه خدا تصمیم می گیرد انسان را تنبیه کند برای همین چاقویی بر می دارد و ادمها را نصف می کند ، بعد از آن ، ادمها به دو نوع تبدیل می شوند مذکر ومونث

برای همین است که در طول تاریخ ادمی همیشه بدنبال نیمه دیگری ست.....

# فقط یک‌جور سعادت هست، اما بدبختی هزار شکل و اندازه دارد. به قول تولستوی سعادت یک تمثیل است، اما بدبختی داستان است.