خاطره ی بهشت....

خفته بر سینه سر سبز شمال
رفته تا نقطه پرواز خیال
نفس اش بوی بهار
دامن اش نقش و نگار
خیره بر آبی دریای خزر
.....
خرداد و من و سفر....
از دور ترین نقطه خزر تا تنکابن و تجدید دیدار خاله جان ، مرور گذشته ها و خاطرات تلخ و شیرین
و امروز ادامه سفر تا تهران و....
تا الان جدا از تجدید دیدار عزیزانم ،
بهترین قسمت سفر لذت رانندگی در جاده ی رویایی چالوس بود ،که امروز برایم تجربه ی نابی شد ، فراز و فرودهای این جاده ی رویایی ، حالم را حسابی خوب کرد تا باقی سفر چه پیش آید....
پ.ن: البته .سالها پیش ، چندین بار این جاده را به اتفاق خانواده رفته بودم اما اینبار تجربه ی متفاوتری بود ، هم تنها بودم و خودم رانندگی می کردم و هم دغدغه ی زمان نداشتم بی عجله ، غرق در خیالات و محو زیبایی بی نظیر این جاده که بهشت را تداعی می کند ....
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 