صبر....
صبر یعنی که دلم خسته ولی ، دم نزند
ساز های دل من، جز نی ماتم نزند
حجم دلتنگی اگر قد دماوند، شود
دل سکوتش نرود ، راه به هر جم نزند
شکوه ها از در و دیوار دل، آویزان است
بر لب اما، بجز از خنده ی مبهم نزند
صبر یعنی که دلم قدر دلت، می داند
جز برای تو دمی، خاطره برهم نزند
هر گذر گاه که از خاطر جانم گذرد
زخم یاد تو به جان ریزد و مرهم نزند
آسمان نیز نشان از دو نگاهت دارد
موج دریای دلم ، اشک شود، نم نزند
شعرهایم همگی ، نغمه شیدایی بود
شورهای دل من ، نغمه ی خرم نزند
بعد از این، عمر مرا ، عاطل و باطل بینی
بر نگینم ، بجز از یاد تو ، خاتم نزند
ماندگاری به دلم ، جز تو مگر یادی هست
در خیالم تو بمان ، خاطره مرهم نزند.....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۸/۱۰ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 