کاش....
کاش می دانستی،
که چه اندازه دلم ، تنگ شده
جای خالی تو بر سینه ی من، سنگ شده
کاش می دانستی ،
به چه اندازه ترا کم دارم
آرزوهای دلم ، بعد تو ، بی رنگ شده
کاش می دانستی،
که بریدم ز جهان بی تو
صورتک ها همگی، حیله و نیرنگ شده
دلت آمد که چنین، راحت از اینجا رفتی؟
تو ندیدی که خوشی ها همگی
لنگ شده
سایز تنهایی من، خارج از اندازه ماه
تو ندیدی که دلم ،
ناله ی یک چنگ شده
رفتی و دست به دامان خدا گشت دلم
بخت بد بین که خدا،
با تو به یک رنگ شده
پ.ن: پای دلت نشستم
چه می دانستم
دل به آسمان دادی......
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۸/۰۶ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 