هر گفته ی بیهوده به دل خاک نمودم

جز یاد تو ، باقی همه را پاک نمودم

آن تیر که از چشم تو بر سینه رها شد

مشتاق به سمت تو دلم چاک نمودم

دل را که نبودش توان، جنگ و جدالی

با تکیه به عشق تو چه بی باک نمودم

با یاد تو تا عرش خدا نیز رهی است

جسمم ، به خیالات تو چالاک نمودم

امید نهایی دلم بود نگاهت

دور از تو فغان ها سر افلاک نمودم

من مانده ام اینجا و به تاریکی دنیا

کم کم دل خود زنده بگور، خاک نمودم....

پ.ن: جواب "های" ، "هوی" است ، اما تاسف بار است اینکه همیشه ، تاوان حماقت های جاهلان و خودپرستان را ، باید مظلومان از همه چی بی خبر بدهند، چه قانون نانوشته ی تلخی ست قانون جنگ !!!!