شش ماه شد
بی تو شب ها،
همه بی ماه شده
دل من تنگ و
پر از آه شده
روزگارم پر غصه،
بدور از رویا
روزهایم همگی،
منتظر راه شده....
پ.ن: عزیز مادر، ناسپاس نیستم و می دانم همین که امکان تماس تلفنی هست و صدایت را می شنوم ، جای شکر دارد، ولی خب ندیدنت سخته، شش ماه شد که در حسرت آن چشمان زیبایت هستم ....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 