میلادت پر نور
گل سرخ دلم، لبریز عشقی
شبیه شبنمی، عطر بهشتی
کنارت زندگی، سرشار شادی
تو زیبا، با دل من هم سرشتی
خدا دانست، دنیایم خراب است
حضورت را رقم زد، سرنوشتی
برایم تحفه ای از جنت اش داد
ز جان تو به جانم ، تازه کشتی
شدی جان من و جانان جانم
تو زینت بخش هر دنیای زشتی ....
پ.ن: برگی دیگری از تقویم زندگی ات را ورق می زنم ، حالیا ، حیران این بزرگ شدن ها هستم ، حیران گذر زمان ، من در سرازیری ام و تو در حال صعود ، تو شکوفا می شوی و من رو به افول ام ، شکوفه زیبای بهار زندگی ام ، من به بودنت ، به شکفتن ات ، به خوبی هایت می بالم و خوشحالم که هستی ..تولدت هزاران بار مبارک دختر نازنینم
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۶/۱۲ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 