باز باران

بی تو چون

سر می کنم؟

هر دو چشمانم بسی

تر می کنم

شور شیدای نهان در

قطره ها

شوق دیدارت نشست

بر جان ما

نغمه ی دیدار باران و زمین

لحظه های ناب ما، آید یقین

عطر پاییزی تو سر می رسد

خاطر چشمان مستت می دمد....

پ.ن: گویا عطر و بوی پاییز ، بر تن شهریور حک شده و خاطره ی مهربانی مهر بر دلش مانده که با باران پاییزی چنین زیبا سر رسید .

میان این همه شور زندگی ، جای تو خالی ست ....