آرام ....
چه در چنته داری
بعداز این همه دویدن ها
هیاهو، مارا، به کجا می کشاند
بگذار کمی مکث کنیم
به چشمان مان، مهلت دیدن
به عقل مان، فرصت اندیشیدن
و به دل های مان ، لمس لذت های زندگی را
هدیه کنیم
به هیچ کجای دنیا بر نمی خورد اگر
پاهایمان
بایستند و
قلب هایمان
بتپند.....
پ.ن : امروز از اول صبح دیتای شهر قطع بود و در نتیجه نه اینترنت داشتیم نه اینترانت!!!
روزی که شروع اینگونه داشته باشد دیگه تا آخر وقت اداری به زور میشه اداره را تحمل کرد . اونم من که کلا کارم با سیستم هست و ارباب رجوع ندارم ....آخرای وقت اداری نت وصل شد که دیگه استارت هیچ کاری را نمیشد زد.
از بیکاری و بی حوصلگی افتادم به پاکسازی وبم فرصتی شد خاطره بازی کنم و مروری بر پست ها و کامنت های سالهای ابتدایی داشته باشم ... جالب بود.....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۲۲ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 