آنگاه که خورشید

دستان مهربانش را

بر چهره ی تاریک زمین

می گستراند

و چشمان زمین

از روشنای خیره روز

تار می شود

وقتی پرندگان

از خواب ناز

بیدار می شوند

و غوغا به پا می کنند

درست قبل از اینکه دروازه ی چشمانم به نمایش زندگی

گشوده شوند

یادت

در جان و دلم

جان می گیرد و در من

زندگی

آغاز می شود

و عشق

دوباره و دوباره

شکوفا می شود....

پ.ن:عکس قدیمیه