صبح بارانی

آسمان مهربان
ابرهایش بی امان
قطره ها با شوق و ذوق
تا سحر باریده است
*
باز باران سر رسید
خاطرت در دل دمید
شوق دیدارت شکفت
غم ز چشمانم چکید......
پ.ن: نفس نگرفته و بی امان می بارد ، آسمان را می گویم ، زمین نم پس میدهد و دلم خاطره ....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۸ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 