نم نم باران صبح
اینکه در مرداد
باران بر زمین تشنه ، جاری می شود
مهربان بر غنچه ها ،
عطر و طراوت می دمد
اینکه ابر خسته
بر رخسار خورشیدیی غریب
تکه دارد تا زمین را
فرصتی پیدا شود
از عطش گردد رها و تن بیاساید دمی
اینکه خورشید از پس باران
زند لبخند باز ....
این همه یعنی
زمان در گردش است
روزگار تلخکامی بگذرد
زندگی با خوب و بدها
طی شود
عشق اما
ماندگار است
ماندگار .....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۷ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 