مرده....
شاید اگر
این حجم از سکوت و تنهایی
بر آستان قلبم
رخنه نمی کرد
به این زودی ها
نمی مردم
و می دانی عزیزکم
مرگ
تنها نفس نکشیدن نیست
وقتی
کسی را نداشته باشی که
سکوتت را
بخواند
تو مرده ایی....
پ.ن: آسمان بعد از ساعتها داد و بیداد که بنظر نوید بارانی سیل آسا داشت ، تنها بقدر لکه انداختن بر شیشه ها ، بارید، آسمان بهار ، حکایت طبل توخالی ست....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۳/۰۶ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 