شوهر آهو خانم....علی محمد افغانی

با اینکه چند سال پیش، کتاب را از عزیزی کادو گرفته بودم و بسیار تعریفش را شنیده بودم اما ته دلم اصلا رغبتی به خواندنش نداشتم چرا که دورادور می دانستم داستانش روح و روان آدمی را بهم می ریزد ،
البته شکر خدا زنان جامعه کنونی کمتر به چنین خفت و خواری تن می دهند و نگاه جامعه به زنان و حق و حقوقش خیلی فرق کرده، فرهنگ نامیمون چند همسری حداقل در مناطق ما منفور و انگشت شمار مردانی و زنانی هستند که دست به چنین کارهایی می زنند ، معمولا مردانی که بخود اجازه می دهند دو یا چند همسری اختیار کنند ، نه تنها دچار هیچ عذاب وجدانی نمی شوند بلکه حق قانونی خود می دانند و به طرق مختلف کار خود را توجیح می نمایند ...
اما در مورد کتاب همانقدر می توان گفت که قدرت نویسندگی آقای افغانی ، تصویر سازی دقیق و زیبایش و بیان جزئی ترین جزییات داستان، ستودنی ست، چنانچه انگار تو هم یکی از همسایگان آهو خانم می شوی و در گوشه ای از حیاط خانه اش می نشینی و تمام ماجرا را با تمام وجود حس می کنی، و البته از ضعف و ناتوانی زن ، صبوری بیش از حدش ، استانه تحمل فوق بالا آهو خانم و وقاحت و بی شرمی هما ، مکر و حیله های وقت و بی وقتش و ساده لوحی و حقارت روح میران ، شهوت پرستی و عدم مسئولیتش ، کفری میشوی ، و ناخودآگاه نفرتی شدید نسبت به هر چه بی عدالتی و ظالم و مظلوم هایی که خودخواسته تن به ظلم می دهند ، در تو جان می گیرد. .....
پیش خود می گویی : آیا زندگی در این شرایط با مردی که ، عزت و احترامت را بگیرد ، دل و غرورت را بشکند، و عشق ات را آلوده هوس هایش بکند ، ارزشش را دارد، حتی اگر پدر بچه هایت باشد و تو روزی دل به دلش داده بودی ؟؟؟؟....
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 