معجزه ی طلوعی....
مثل دریای خیال است
خیالت
آری
مثل سرچشمه ی پاک
مخمل سبز چمن زاری تو
مثل رود
همچو باران بهار
گاه نم نم باری
گاه سیلی ست روان
لحظه ها تیره و تارند ولی
یاد تو
مجمع نور است مرا
می شکافد شب را
کم ک مک بر دل من
می تابی
صبح فجر است دمی
که خیال تو طلوعی دارد.....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۱/۱۵ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 