دست و دلبازی دنیا به چه کارم آید

بی تو آرامش دریا ، به چه کارم آید

*

گر گل خنده ، به چشمان تو جاری نشود

سیل سرچشمه رویا ، به چه کارم آید

*

دست من گر نرسد بر نوک انگشتانت

لمس دستان مسیحا، به چه کارم آید

*

نقطه چین دل من با تو اگر پر نشود

​​​​​صد هزاران رخ زیبا، به چه کارم آید

*

گر نپیچد نفست لای غزل های دلم

باغ و بستان مصفا ، به چه کارم آید

*

گر دلم راه به آبادی کوی تو نیافت

دل و آبادی بی جا، به چه کارم آید

*

بخت یار است مرا تا تو کنارم باشی

بی تو این بخت مهیا، به چه کارم آید

*

روز و شب منتظر دیدن ، دیدار تو ام

جز خیال تو، تمنا ، به چه کارم آید