مهمان.....
دوباره لشکر صبح
می درد سیاهی را
دوباره روز دگر
باز می رسد یارا
دلم خوش است که تو
میرسی به خانه ی من
سعادتی ست که بینم
دوباره یاران را ....
پ.ن: دیدن یاران مهربان خوش است، خوشحالم که بعد از سه سال، فردا میزبان دو دوست نازنین و مهربان و وفادار خواهم بود، امیدوارم به هر چهارتامون خوش بگذره....
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۱/۰۴ ساعت توسط سیمین حیدریان
|
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 