آسمان بارید و من، شیدا شدم

قطره قطره در دل دریا شدم

بر لب ساحل به یاد غنچه ها

همسفر با موج بی نجوا شدم

سیل باران ها، غبارم را زدود

همچو رعد آسمان غوغا شدم

عشق بر جان و دل من جا گرفت

طالب آغوش بی پروا شدم

زیر باران ، خیس از طوفان سیل

غرق یاد تو به رویاها شدم

میکده جام طرب انگیز داد

بیخیال و غافل از فردا شدم

خسته از این روزهای غمزده

دور از یاران، دمی تنها شدم

چون نشد تقدیر ، همدل با دلم

فارغ از دنیای بی معنا شدم

بی تو عمرم باطل و بیهودگی

با خیالات خوشی احیا شدم

خط زدم عمر سراسر بی تو را

در پی تو راهی صحرا شدم