ذهن های مریض
راست گفتند « از کوزه همان برون تراود که در اوست»
رفتار و گفتار و اندیشه های آدم ها مشخص کننده شخصیت اصلی آنهاست، کسانی که تماما نگاه منفی دارند بیشتر بخاطر آن است که همیشه سر خورده و بسته بزرگ شده اند ، آدم های بدبین اصلا قابل اعتماد نیستند و آدمهایی که همه را دروغگو می پندارند از تمایل به دروغگویی خودشان است .
دربخشی از کتاب نیمه تاریک امده :
"باید بیاموزی به تمام وجود خود اجازه بودن بدهی، بعبارتی فرار از تاریکی های وجود و انکار آنها اجازه نمیدهد با روشنایی های وجودت زندگی کنی.... تا خودت را همانطور که هستی نپذیری، تا با کامل نبودن خودت کنار نیایی، تا یاد نگیری که خودت را قضاوت نکنی، نمی توانی دیگران را ببخشی، یا قضاوت نکنی و باهاشون کنار بیایی....."
باید بجای انکار تاریکی های ذهن ، اصلاحشان کرد
ادم هایی که با خود روراست نبوده و همیشه تاریکی های وجود خود را نادیده می گیرند ، مدام تاریکی ها را در دیگران می جویند و می یابند ، زود قضاوت می کنند و متاسفانه خیلی بد هم قضاوت می کنند و گاها به قضاوت های خود افتخار هم می کنند!!!!....
از دوم دبیرستان که تعین رشته کرده و با گروهی خاص همکلاس شده بودم یکی از پسرای فامیل بهم گفت: با فلانی نگرد ، دختر خوبی نیست ،
گفتم از کجا می دونی خوب نیست ، میشناسی ؟
گفت نه نمیشناسم اما ظاهرش تابلویه خب ، خیلی بد حرف می زنه بد راه میره ، بد می خنده و زیادی راحته !!!!
من به حرفاش اهمیتی ندادم چون خوشم نمی اومد کسی برام خط و نشون بکشه ، اما رفتم تو نخ همکلاسیم و با گذشت زمان متوجه شدم اتفاقا بسیار دختر خوبیه و قلب پاک و ساده ای داره و از خیلی ها که ظاهری ظاهرا موجه داشتند بهتر و صادقتر و سالمتره ،
همون پسر بعدها فهمیدم که چقدر خواهر مجردش را اذیت میکرده و الان هم که ازدواج کرده همسر و دخترش مدام مورد بازخواستش قرار می گیرند و حتی دست بزن هم دارد.....
تاریکی های ذهن آدم ها اگر درمان نشوند بیشتر از خودشان اطرافیان را اذیت خواهد کرد . و متاسفانه اگر کمی با دقت به اطرافیان و ارباب رجوع ها توجه کنیم متوجه می شویم چقدر در جامعه ما مریض ذهنی و رفتاری زیاد شده ، چقدر آدم های بدبین هستند و چقدر آدمها راحت همدیگر را قضاوت می کنند ، بی آنکه شناختی از طرف مقابل داشته باشند ، مریض فکری ، مریض جنسی هم که غوغا می کند ،.....
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 