سیر عشق.... آلن دوباتن

باید بیاموزد که عشق تنها شور و شوق نیست بلکه مهارت است....
نخستین دقایق تکان دهنده و گمراه کننده عشق درک ما را از اصل عشق منحرف کرده است، اجازه داده ایم داستانهای عاشقانه مان خیلی زودتر از آنچه باید تمام شود. ظاهرا درباره چگونگی آغاز عشق چیزهای زیادی می دانیم اما درباره چگونگی ادامه ان بسیار اندک....
عشق یعنی ستایش ویژگی های از معشوق که نوید جبران ضعفها و کمبودهای ما را میدهد، عشق کاوشی ست برای کامل شدن...
در لحظاتی که متوجه میشویم معشوق درکمان میکند_ خیلی بیشتر از حدی که دیگران تاکنون درک کرده اند و شاید حتی بهتر از وقتی که خودمان ابعاد آشفته، خجالت آور و ننگین خود را درک میکنیم، عشق به اوج خود می رسد، همان زمانی که شخص دیگری می فهمد ما کیستیم و هم با ما همدردی میکند و هم ما را می بخشد، چرا که انچه دیگران درک میکنند. پایه گذار توانایی ما برای اطمینان کردن و بخشش است، عشق پاداش قدردانی از شم درونی معشوق نسبت به روان مغشوش و متلاطم ماست...
با مطرح نمودن خواسته های مربوطه شان و با احترام گذاشتن هر طرف به ریشه های عقاید طرف دیگر، انعطاف پذیری تازه ای بوجود می آید.... زندگی بدون گفتگوی صبورانه تلخ میشود، عصبانیتی که کسی یادش نیست از کجا نشات گرفته است، شخص غرغروی که چیزی را همان لحظه میخواهد و به خودش زحمت ارایه دلیل هم نمیدهد و طرف مقابلی که دیگر دلش نمیخواهد توضیح دهد دلیل مخالفتش چیست.... هر دو طرف امیدوارند مشکلات فقط از بین بروند بدون انکه نیاز به توضیح باشد!.....
اما شان، ماهیتا تنها در زندگی به هرچه مهمتر و شرافتمندانه تر است مربوط میشود، ظاهرا نمیخواهیم بپذیریم که افتخار بشر فقط به پرتاب ماهواره نیست، تاسیس کارخانه تولید نیمه رساناهایی که بطرز شگفت اوری که باریک اند نمیشود، بلکه توانای گذاشتن قاشق ماست در دهانهای کوچک، پیدا کردن جورابهای گمشده وووو(منظور تلاشهای مادران و پدران در کارهای خانه)
ضمیر خودآگاه ناپاک محرک خوبیست برای کمی مهربانتر بودن....
ما از عشق طوری سخن میگوییم که انگار چیزی یگانه و یکپارچه است ، اما عشق از دو وجه خیلی متفاوت تشکیل شده، دریافت عشق و عشق ورزیدن، ما باید زمانی ازدواج کنیم که آماده انجام دومی باشیم و از پایبندی خطرناک و غیر طبیعی مان به اولی آگاه شده باشیم، ما در حالی آغاز میکنیم که تنها در باره دریافت عشق میدانیم، این قاعده کاملا اشتباه است.....
بجای اندیشه موهوم مکمل تام یکدیگر بودن، این توانایی تحمل تفاوتهاست که نشانه حقیقی شخص درست و مناسب است، مکمل یکدیگر بودن، دستاورد عشق است، نباید بعنوان پیش شرط آن در نظر گرفته شود.....
پ. ن: بسیار عالی، واجبتر از نان شب برای همه و البته خصوصا و حتما، خصوصا زوجهای جوان و جوانهایی که قصد ازدواج دارند...
گاه می خوانم و گاه می نویسم ، هر آنچه با عشق نسبتی دارد ، 