گلستان سعدی میخواندم  که  رسیدم به این حکایت ،

شاید از کوتاهترین حکایتهای سعدی باشد اما بی شک از زیباترین حکایتهاست :

پادشاهی پارسایی را دید.

گفت: هیچت از ما یاد آید؟

گفت: بلی! وقتی که خدا را فراموش می‌کنم.

هر سو دود آن کش ز بر خویش براند

وآن را که بخواند به در کس ندواند

 

گلستان....باب دوم ...حکایت 15